محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
339
خلد برين ( فارسى )
مركب جرأت و جلادت به ميدان تاخت تاج الدين بيك بود كه در ميان استاجلويان به شجاعت و مردانگى امتياز تمام داشت و چون قدم جرأت به معركهء ستيز گذاشت سمند جرأت برانگيخته بر قلب لشكر امراء حملهآور گرديد و صفها را بر هم شكافته خود را به كوتلها كه در عقب قوشون اقامت داشتند رسانيد . مقارن آن كپك سلطان و منتشا سلطان و بدر بيك و ساير استاجلويان بر اثر تاج الدين بيك حملهآور گرديدند و شعلهء تيغ درخشان و سنان جان ستان ، خرمن حيات دلاوران را در ميان گرفته موجهء درياى خون به دامن آسمان رسيد و در آن روز شيرشكاران هر دو لشكر و جگرداران هر دو كشور حربى در پيوستند كه به مشاهدهء آن داستان رستم دستان در نظر اعتبار زال جهان ، خوار و بىمقدار گشت . عاقبت محمد خان ذو القدر اوغلى در اثناى ستيز و آويز از يك جانب استاجلويان در - آمده به تيغ تيز و سنان خونريز بر ايشان حملهآور گرديد و بنيان جمعيت ايشان را به ضرب تيغ درخشان ويران ساخته عقد جمعيت استاجلويان را پريشان گردانيد . در اثناى گير و دار ، كپك سلطان و تاج الدين بيك و درويش بيك با فوجى از دلاوران استاجلو به جزاى كفران نعمت گرفتار گرديده به قتل رسيدند و منتشا سلطان و قازوق سلطان ، صف لشكر را بر يكديگر شكافته از ميان به در رفتند و خود را به مشقت بىكران به گيلان رسانيدند و امراى عالىشان كامياب و كامران با كرايم فتح و فيروزى و غنايم بىپايان متوجه آستان عرش نشان شده در زنجان - رود به شرف سجده و پاىبوس سرافراز گرديدند . گفتار در بيان وقايع متنوعه كه در اين دو سه سال در دربار اقبال و ساير محال روى نمود در سنهء احدى و ثلاثين و تسع مائه كه پادشاه به استحقاق در